مرگ و زندگی

كوتاهترين لحظه بودن، زندگي است . در این بودن زیبایی بیآفرین.

از وقتایی که خیلی شاد بودم انگار خیلی گذشته!!!!!!!!!!!!1


آدم غمگینی نیستم ولی شادبودن هایم هم در گذر زمان داره میمونه....


چند وقته نخندیدی؟


نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 18:7 توسط رززرد| |

و زندگی تو فقط و فقط مال تو نیست...

گاهی برای مادرم گاهی برای پدرم و گاهی برای اهدافم زندگی خواهم کرد...

گاهی برای کسانی که نمی شناسمشان و به من و من های زیادی محتاج هستند...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت 17:29 توسط رززرد| |

لحظه ای به عقب برگرد و قدمی به جلو بردار، و در این بین یادت نرود که روزی خواهی مرد. یادت نرود که خواهی مرد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392ساعت 20:54 توسط رززرد| |

نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1392ساعت 20:49 توسط رززرد| |


http://www.img.doostiha.ir/uploads/2013/07/Golvajeh_Doostiha-IR-17.jpg

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 21:43 توسط رززرد| |

لحظه ها، آدما و کل این زندگی عجیبتر از اونی بود که فکرشو می کردم. تازگی ها فهمیدم که خیلی تو لاک خودم بودم و زیاد به دور و اطرافم توجهی نداشتم، شاید همون بهتر بود، الان که حس می کنم آگاهیم بیشتر شده بیشتر درد می کشم بیشتر عذاب می کشم تازه فهمیدم که هدفم تو زندگی خیلی کوچیک بوده، این زندگی، این دنیا، یه هدف خیلی بزرگ و یه دل گنده می خواد... امیدوارم اینقدی زنده باشم که بخشی از زندگیمو زندگی کرده باشم که تو غفلت نباشم اونی باشم که می خوام نه اونی که بقیه ازم می خوان...

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 16:13 توسط رززرد| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



جعبه جادویی - گویا آی تی - تک تمپ - یک لالوند | قالب بلاگفا - گرافیک - وبلاگ