|
مرگ و زندگی |
|
كوتاهترين لحظه بودن، زندگي است . در این بودن زیبایی بیآفرین. |
با زندگی هم آهنگ شده ام تا صدای فریاد خود را نشنوم تا صداهارا را نشنوم دلزده ام از خیلی چیزها سخت است گاهی زنده بودن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 9:11 توسط سميه |
روزگاری داریم و می گذرد
می گذرانیم زندگی را.... می گذریم .....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:19 توسط سميه |
روز همچنان شب به سرعت برق سپری می شود. لحظه ها پر از شن های ریز و درشت به نام وقایع در ساحل زندگی است و من و تو در کالبد این شن ها ، گاه خوبی و گاه بدی را به تصویر میکشیم . زندگی می گذرد من و تو از زندگی می گذریم یا با آن سپری می شویم؟ زندگی ساده است ولی ساده بودن سخت است . زندگی می تواند پر از لحظات شادی باشد ولی شاد بودن آسان نیست . من نفس می کشم ولی شک دارم که همه ی لحظات را زندگی کرده باشم. من گاه به مهربانی آسمان شک می کنم. من باران را می فهمم و باران نیز مرا ولی نه در همه ی لحظات. من دوست داشته شدن را دوست دارم ولی نه دوست داشتن هر کس را... من دوست داشتن را دوست دارم ولی هر کس را دوست ندارم... آفتاب هست باران می بارد و رنگین کمان ابراز وجود می کند و من هر سه ی اینها را با هم دوست دارم ولی باران را بیشتر... خیلی چیزها هست که به تنهایی معنایی ندارد من هستم و تنهایی به معنا نمی رسم تو هستی و دلیلی هستی برای احساسات من پس تو دلیلی هستی برای من . منِ تنها هیچم ،منِ تنها پوچم ،منِ تنها معنایی در خود نمی بینم ،منِ تنها نیستم ... تنها بودن فقط در بین کسان بودن معنا پیدا می کند پس بودن کسان دیگر دلیلی برای معنای تنهاییست. شاید تو در کنارم باشی ولی من تنها باشم و جمع و تنهایی می تواند با هم اتفاق بیفتد ولی معنی تنهایی را جمع رقم می زند... زندگی شاید یک معنا داشته باشد ولی هر کس درکی ویژه از آن دارد که این مفهوم ها یکتا هستند و مجموع آن عقایدی می سازد موافق و مخالف..............
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 19:28 توسط سميه |
احساس تهوع شدید دارم بوی دروغ حالمو بهم زده کجاست انسانیت؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 22:39 توسط یاس با قلمی خونی |
وقتی زندگی هست ولی فضای زندگی نیست چه باید کرد ؟؟؟؟ وقتی همه چیز میشه شعار چه باید کرد؟ تو فضای بی عدالتی چه باید کرد؟ چه کسی مسئول است چه کسی مسئول این خون ها؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 19:36 توسط سميه |
چه روزگاریه!!!!!!!!!!!! چه مملکتی ما داریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کی راست می گه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا این همه دروغ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ داره حالم بهم می خوره ......... خیلی از واقعیت ها افشا شد ولی چه جوری ......... واقعیت هایی که در زمان وقوعش خیلیا نمی دونستن ... رسیدن به قدرت چه ها که نمی کنه!!!!!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 18:6 توسط سميه |